مادرانه
تنت قدمگاه آغاز بودنم شد ! آغوشت بهشت من است “مادر” … . . مادر قسم به تو که تویی نور کردگار یزدان تو را ز نور وفا آفریده است نازم به آن شکوه و به آن عزت و مقام جنت به زیر پای تو خوش آرمیده است . . مادرم ، قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار تا چشمانم بهشت را نظاره کنند … . . بدهکار مهربونی قلب یه زنم که از بچگی صدام کرده پسرم/دخترم ! . . مادرم را هیچوقت ندیدم که پرواز کند ؛ زیرا به پایش من را بسته بود ؛ پدرم را و همه ی زندگیش را … . . از تمام دلتنگی ها...
نویسنده :
مامان سحر
19:43
خاطرات عید 94
دومین بهار زندگیت مبارک باشه پسر نازم ...
نویسنده :
مامان سحر
21:32






